سیدعلی و فاطمه ساداتسیدعلی و فاطمه سادات، تا این لحظه: 11 سال و 6 ماه و 8 روز سن داره
یکی شدن مامان وبابایکی شدن مامان وبابا، تا این لحظه: 18 سال و 2 ماه و 18 روز سن داره

فرشته های آسمانی که زمینی شدند

10ماهگی

بنام خالق فرشته ها.. خیلی وقته که چیزی از فرشته هام ننوشته ام الان که دارم این مطالبو مینویسم ساعت 12 شب علی و فاطمه جونمم تو تختشونن و بابابا شون بازی میکنن واز ته دل دارن میخندن طوری که صدای خنده اشون آپارتمانو گرفته قربونشون برم اللهی وقتی این خنده هارو میبینم احساس میکنم خوشبخت ترین آدم روی زمینم که البته از نظر خودم اینجوریه چون واقعا مگه میشه با وجود داشتن این فرشته ها احساس خوشبختیم نکرد فقط میتونم بگم خداااااااااااااااااااااااااجون ممنونم ازت.....واما از 10 ماهگی بگم خیلی چیزا هست ولی نمیتونم همه شو بنویسم این که علی ماشالا دیگه چیزی نمونده که راه بیفته و فک کنم تا تولدش دیگه کاملا بتونه بدون کمک راه بره چون از هر چی بالا میره ازه...
21 بهمن 1394

اندراحوالات نه ماهگیتون با کمی تاخیر

بنام خدایی که آفریننده تمام زیباییهاست....  این روزا خیلی سرم شلوغه وروجکا بزرگ شدن بازیگوشیشون زیاد شده بهونه گیریاشون زیاد شده دیگه نمیرسم وبلاگشونو آپ کنم همه اش تو خونه دنبال علی ام که نیفته چون از هر چی بالا میره ولی فاطمه جونم نه همه اش با خودش بازی میکنه قربونش برم اللهی خیلی عاشقشم بخصوص الان که داره بابا ماما میگه ولی علی جون فقط بازی گوشی ،ماشالا خیلیم انرژیکه ،مگه خسته میشه تا میرم تو آشپزخونه فورا میاد دنبالم و از سکوی جلو آشپزخونه میاد بالاومنم هی خداخدا که نیفته هرچند بعضی وقتام میفته و کلی هم گریه میکنه خلاصه این روزا خیلی خسته ام بعضی وقتا از سر خستگی زیاد داد میزنم سر فرشته هام اونام با یه بغضی نگام میکنن که خود...
13 دی 1394

واما هشت ماهگی خوشگلام

پیامبــــــر گرامی اسلام(صلوات الله علیه) فرمودند : کودکان را به پنج دلیل دوست دارم   1- “ گـریه مـی کننـد ” چـــرا کـــه چشمـان گـریـان کـلیــد بهشت اسـت ۲- “ قهـر می کنند ” ولی زود آشتی میـکننـد چرا که دلی “بی کینه” دارنـد ۳- “ چیزی را زود خراب میکننـد ” چـون “دلبستگـی” بــه دنیـا نـدارند ۴- “ بـا خاک بـازی مـی کنند ” چـون “غـرور” نــدارنـد ۵- “ هـر چـه دارند مـی خـورند ” چـون غم فـردا نـدارنـد   خدایا به خاطر دادن همچین فرشته هایی ازت ممنونم این فرشته ها آرامش وبرکت خونه مارو زیاد کردن من نیمدونم چه طور...
23 آبان 1394

آغاز هفتمین ماه توت فرنگیام-مخملک گرفتن فاطمه جونم

 عطر خواستن شما ازتمام جانم فرارشده انگارچشمهایتان جادویم میکند... شما آرامش من هستین عشقای  من 6 ماهگیتون مبارک  باشه  خدارو شکر میکنم وازش ممنونم برای اینکه ،هستین الان که دارم این مطلبو مینویسم اصلا حوصله ندارم چون دخملکم مریض شده و این اولین مریضی توت فرنگیمه واقعا خیلی سخته چون دخترم داره اذیت میشه تب گرفته بینیش گرفته نفس کشیدنش سخت شده ومن وقتی اینارو میبینم خیلی عذاب میکشم حاضرم خودم مریض بشم ولی این دوتا گلم صحیح و سالم بمونن شش ماه اول زندگیتون با تمام سختیاو خوشیاو ناخوشیا بالاخره به پایان رسید البته پایانش با این مریضی کمی تلخ شد خلاصه تو این شش ماه خیلی چیزا یاد گرفتم  خیلی خودم سخترو قویتر ...
24 مهر 1394

باز این چه شورش است که در خلق عالم است.............

السَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَی الاَْرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللَّهِ [اَبَداً] ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَ عَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَصْحابِ الْحُسَیْنِ... ...
22 مهر 1394