سیدعلی و فاطمه ساداتسیدعلی و فاطمه سادات، تا این لحظه: 11 سال و 6 ماه و 5 روز سن داره
یکی شدن مامان وبابایکی شدن مامان وبابا، تا این لحظه: 18 سال و 2 ماه و 15 روز سن داره

فرشته های آسمانی که زمینی شدند

اندراحوالات نه ماهگیتون با کمی تاخیر

1394/10/13 17:42
نویسنده : مامانی
263 بازدید
اشتراک گذاری

بنام خدایی که آفریننده تمام زیباییهاست....

 این روزا خیلی سرم شلوغه وروجکا بزرگ شدن بازیگوشیشون زیاد شده بهونه گیریاشون زیاد شده دیگه نمیرسم وبلاگشونو آپ کنم همه اش تو خونه دنبال علی ام که نیفته چون از هر چی بالا میره ولی فاطمه جونم نه همه اش با خودش بازی میکنه قربونش برم اللهی خیلی عاشقشم بخصوص الان که داره بابا ماما میگه ولی علی جون فقط بازی گوشی ،ماشالا خیلیم انرژیکه ،مگه خسته میشه تا میرم تو آشپزخونه فورا میاد دنبالم و از سکوی جلو آشپزخونه میاد بالاومنم هی خداخدا که نیفته هرچند بعضی وقتام میفته و کلی هم گریه میکنه خلاصه این روزا خیلی خسته ام بعضی وقتا از سر خستگی زیاد داد میزنم سر فرشته هام اونام با یه بغضی نگام میکنن که خودم خجالت میکشم ولی چیکار کنم دست خودم نیست....شب یلدای امسال اولین یلدای بچه هام بود مادر شوهرم مسافرت بود به خاطر همینم شب یلدا خونه برادر شوهرم دعوت بودیم خوب بود خوش گذشت خدایا این روزا زود میگذره وداریم به پایان سال نزدیک میشیم ایشالا که این دو سه ماهم به خوبیو خوشی بگذره و برسم به نوروز آخه شوهری یه دو هفته ای خونه اس هم خودش استراحت میکنه هم به من کمک میکنه آخه بچه ها به غیر از منو شوهری زیاد با کسی راحت نیستن هرچند خدا به دادم برسه  شوهری اسفند ماه  رو اضافه کار ودیر میاد با اینکه مامانم هر روز از صب تا شوهرم از سر کار بیاد پیشمونه ولی بچه ها باز فقط آویزون منن بابا شون که بیاد دیگه هیچی انگار عروسیشونه علی فورا میره طرفش یعنی که بغلم کن همین که علی رو بغل میکنه فاطمه شروع میکنه به نق نق که پس من چی خلاصه این چیزا خیلی شیرینه و سختیارو کمرنگ میکنه برم دیگه شیر بچه هاس امیدوارم که خدا این خوشیارو ازمون نگیره وخونواده چهار نفریمونو همیشه در پناه خودش سالم نگهداره.....عاشقتونم خوشگلای من بوسسسسسسسبغل

پسندها (4)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)