سیدعلی و فاطمه ساداتسیدعلی و فاطمه سادات، تا این لحظه: 11 سال و 6 ماه و 6 روز سن داره
یکی شدن مامان وبابایکی شدن مامان وبابا، تا این لحظه: 18 سال و 2 ماه و 16 روز سن داره

فرشته های آسمانی که زمینی شدند

بدون عنوان

1393/10/7 11:48
نویسنده : مامانی
216 بازدید
اشتراک گذاری

دیروز بالاخره نوبت بعدی ویزیتم شد که برم دکترازظهر با همسری رفتیم تا 10 شب دیگه واقعا خسته شده بودیم بیچاره همسری خیلی عذاب وجدان گرفته بودم  پادردگرفته بود منم به خاطر جواب ازمایش خونم خیلی دلواپس بودم که ببینم دکترم چی میگه بعد از کلی معطلی طبق معمول دکترم یه بد نیست گفت و یه سونو انگار نه انگار که دکتره Yellow Head Funny Smileyخلاصه با همسری رفتیم سونو وقتی رو تخت دراز کشیده بودم اونقدر به جوجه هامون  فشار اومده بود شکمم وحشتناک باد کرده بود من وهمسری از ناراحتی میخندیدیم قربونشون برم دوباره زندگی گرفتیم نفس گرفتیم made by Laieازاینکه میدیدم دکتر میگفت همه چی خوب وعالیه شکلکــ مهسایی کف پاتونو نشونم داد نمیدونم مال کدوم یکی تون بود آخ بیان دنیا من اون کف پاتونو ببوسم من که زیاد نمیتونستم ببینمتون یعنی سردر نمیاوردم ولی بابایی همه چی رو دیده بودخدارو شکر. دکتر سونورو از زیر دندهام شروع میکرد منم هاج واج گفتم مگه تا اونجا اومده دکترم میخندید میگفت اره تا اخر حاملگیت تا زیرگلوتم میاد به دکترم گفتم شکمم زیادسفت میشه میگفت بایدبستری شی حالا فعلا امپول برام نوشته وضعیتتم اصلا خوب نیست از معده درد ونفس تنگی و سردرد.. اگه خدا بخواد ماه هفتم تموم بشه میخوام آش نذری درست کنم البته حالا به بابایی بگم ببینم چی میگه..... ایشاا.. شما صحیح وسالم به دنیا بیاین دیگه هیچی مهم نیست

پسندها (5)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (23)

مامان مبینا
8 دی 93 18:55
سلام دوست خوبم چرا باید بستری بشی عزیزم؟ واسه انقباض شکمت؟ ایشالله که تا اخر نه ماهگی رو تموم کنی ودوقلوها صحیح وسالم بیان بغلت گلم.
مامانی
پاسخ
سلام مامان مبینا خوبی گلم ممنون
کوثر
8 دی 93 19:51
___♥♥♥ __♥♥_♥♥آپم _♥♥___♥♥آپم _♥♥___♥♥_________♥♥♥♥آپم _♥♥___♥♥_______♥♥___♥♥♥♥آپم _♥♥__♥♥_______♥___♥♥___♥♥آپم __♥♥__♥______♥__♥♥__♥♥♥__♥♥آپم ___♥♥__♥____♥__♥♥_____♥♥__♥آپم ____♥♥_♥♥__♥♥_♥♥________♥♥آپم ____♥♥___♥♥__♥♥آپم ___♥___________♥آپم __♥_____________♥آپم _♥_____♥___♥____♥آپم _♥___///___@__\\__♥آپم _♥___\\\______///__♥آپم ___♥______W____♥آپم _____♥♥_____♥♥آپم _______♥♥♥♥♥آپم سلام اسم من کوثر هست خواهر وبرادر ندارم ولی وقتی چهره کودک شما را میبینم حس میکنم ابجی وبرادر منه راستی اگه دوست داشتید بیایید تبادل لینک کنیم خوشحال میشم
مامان فاطمه حانیه
9 دی 93 18:10
سلام دوست عزیزم خوبی؟ ممنونم که به وبلاگ دخترام سر زدی ببخشید اینقدر سرم شلوغه حالا تونستم بیام پیشت بذار کوچولوهای نازت بیان پیشت وقت سر خواروندن هم نداری انشالله که صحیح و سالم و سروقت به دنیا بیان سوالی چیزی داشتی خوشحال میشم بتونم کمکت کنم
مامانی
پاسخ
سلام مامانی خوبی؟دخملا خوبن باشه چشم
مامان حديث
10 دی 93 0:36
سلام عزيزم من دو قلو ميبينم كيف ميكنم مواظب خودت باش ان شاا... به سلامتي به دنيا بيان
مامانی
پاسخ
سلام عزیزم ایشاا.... خدا بهت دوقلو بده
مامان نازی
10 دی 93 15:07
ایشالله دو قلوها صحیح و سالم بیان پیشت عزیزم
مامانی
پاسخ
ایشاا.. مامان نازی
مامان مبینا
10 دی 93 15:50
زیــنب (مامان)
10 دی 93 23:25
سلام عزیزم بارداری سختی داره اما همش فراموش میشه خدا رو شکر که نی نی ها حالشون خوبه امیدوارم با خوشی 9 ماه رو بگذرونی
مامانی
پاسخ
مامان مبینا
11 دی 93 12:13
دوست خوبم سلااااام حال وروجکای خاله چطوره؟ میبوسمتون عزیزم
مامانی
پاسخ
[قلب
مامان لیلا
13 دی 93 7:37
سلام عزيزم ايشالا به سلامتي زايمان كني گلاي من تو هفته 38 بدنيا اومدن
مامان مبینا
13 دی 93 22:50
سلام دوستم خوش میگذره؟حال وروجکای خاله خوبه؟
زیــنب (مامان)
14 دی 93 22:50
سلام نه قربونت برم من اون قدر سیب وخیار نشته تو بارداری خوردم از رو حوس که نگو ولی چون شرایط شما کمی فرق میکنه بهتر بیشتر رعایت کنی اون قدر حساس نباش ولی بیخیال هم نباش عــــــــــــــــزیزم
زهرا
15 دی 93 12:16
سلام دوست خوبم انشاالله نی نی هات صحیح و سالم بدنیا میان
جوجه مامانی و بابایی
17 دی 93 12:27
انشالا که سالم باشن و بدنیا که اومدن کلی شیطنت کنن
مامان 3جوجه طلایی
17 دی 93 14:47
سلام هفته چندمته ؟ مواظب خودت باش که تا 37 بکشی.دکتر من برای تیرکشیدن معدمم فرستاد پیش دکتر ذاخلی اونم گفت باید بستری بشی ولی من نرفتم دردش را تحمل کردم گفت عادیه
مامان 3جوجه طلایی
17 دی 93 16:59
عزیزم خیلی زود که . هرچی دکتر میده بخور. اگه فکر می کنی لازمه نظر دکترهای دیگه را هم بپرس.گلم اگه بچه های سالم می خوای باید بیشتر تلاش کنی . به نظر من پیش یه دکتر دیگه که چندقلو زایمان داشته برو . اگه لازمه خوب بستری می شی اتفاقی نیافته
مامان 3جوجه طلایی
18 دی 93 9:58
نمی دونم کی شکمم سفت شد خیلی یادم نیست ولی می دونم آخراش بود. من خیلی درد کشیدم اما می گفتن طبیعی هست . هر هفته آمپولم را سر همون روز می زدم و خیلی هم وسواس داشتم یادم نیست آمپول چی بود ولی برای پیشگیری از زایمان زودرس بود. بچه ها کامل به دنیا آمدن فقط ارسلان 5 روز در دستگاه بود که سه روزش دستگاه وصل بود و دو روز را هم برای اطمینان نگه می دارن . مشکلش این بود که ریه اش کامل نبود .
مامان پری
18 دی 93 21:18
سلام عزیزم منم شکمم سفت میشد چون بالاخره یه کوچولو توشه ولی اگه خیلی سفت میشه و اذیتت میکنه برو دکی. ترشحاتمم خیلی زیاد شده بود و گاها تغییر رنگ میداد بدون خارش و سوزش. دکی بهم یه بار قرص مترونیدازول داد(که وقتی تموم شد ترشحاتمم شروع شد) یه بارم سرم واژینال داد که به اونم حساسیت داشتم بدجور میسوزوند و دیگه نزدم. یه حرفی از من بشنو: اگه میخوای حاملگیه بی خطری داشته باشی بیخیال باش و به خدا توکل کن.زیاد فکر چیزای بد رو نکن.مثل من.بیخیال بودم و خدا رو شکر چیز خاصی هم ندیدم. در مو.رد ازمایش خون:منم اوایل کم خون نبودم ولی حالا هستم.دکترم بهم گفت نگران نباش روزی دوبار قرص اهن بخور و بدون این جور چیزا تو حاملگی عادیه...احتمالا وقتی وارد ماه 9 شدم یه بارم اون موقع ازمایش خون بدم.ولی در کل زیاد نگران نباش که هر بلایی سر ادم میاد از نگرانیه
مامان پری
18 دی 93 21:25
شکم تو چطوری سفت میشه؟مثلا دائم سفته و لک بینی هم داری یا اینکه وقتی استراحت میکنی بهتر میشه یا اینکه متناوبه مثل دردای پریود؟
مامان پری
18 دی 93 21:45
من از اول کمر درد وحشتناکی داشتم اصلا نمیتونستم راه برم فرض کن به خاطر یه دستشویی رفتن اشکم در میومد ولی بعدش خوب شدم تقریبا 2-3 هفته طول کشید ولی الان بازم وقتی میخوام زیاد کار کنم کمر دردم شروع میشه
مامان پری
18 دی 93 21:48
راستش من واسه ترشحاتم که سبز رنگن خیلی کم عسل رو واژینال استفاده میکنم خیلی خوبه شورتم نمیپوشم چون وقتی میپوشم بدتر میشم.اگه میخوای عسل استفاده کنی یادت باشه اول رو رونت ازمایش کن بعضیا به عسل حساسیت دارن خطر داره ...امپول رو هم خیلی کم وارد واژنت کن که فقط بیرون نریزه بعد 10 دقیقه هم بشور چند روز استفاده کنی نتیجشو میبینی ....در کل ترشحات تو حاملگی خیلی عادیه هر کاریم کنی کم نمیشه ممن فقط به این خاطر استفاده میکنم چون میترسم تو زایمان طبیعی برا بچه مشکل ایجاد کنه.همین.با این که دکترمم گفته زیاد مهم نیست
مامان پری
18 دی 93 22:04
اره عزیزم طبیعیه برا اینکه خیالت راحت شه هر روز دو تا ایت الکرسی بخون به نیت سلامتی بچه ها و خودت بقیشم بسپار به خدا ....اون بهترینها رو برات رقم میزنه.
مامان پری
18 دی 93 22:07
من بیشتر تو شیکمم احساسش میکنم ولی وضعیت تو با مال من فرق داره مال تو دوتاست و مال من یه دونه.حتما یکیشون پایین تره وقتی حرکت میکنه تو اونطوری احساس میکنی. مال من همش در حال حرکته یه لحظه اروم نمیگیره خدا خدا میکنم وقتی بدنیا اومد اون طوری نباشه.یعنی وقتی میشینم همه متوجه حرکاتش میشن از بس حرکاتش تند تند و قویه
مامان پری
18 دی 93 22:13
مرسی عزیزم از رو شکمت اگه تونستی بوس کن