سیدعلی و فاطمه ساداتسیدعلی و فاطمه سادات، تا این لحظه: 11 سال و 6 ماه و 6 روز سن داره
یکی شدن مامان وبابایکی شدن مامان وبابا، تا این لحظه: 18 سال و 2 ماه و 16 روز سن داره

فرشته های آسمانی که زمینی شدند

تقدیم به کسی که همیشه همراهم بوده دووووستت دارم

1393/9/18 18:21
نویسنده : مامانی
206 بازدید
اشتراک گذاری

گل من امروز از عمق وجود خودخدایم راصدا کردم، نمیدانم چه میخواهی ولی امروز…برای تو،

برای رفع غمهایت، برای قلب زیبایت ،

برای آرزوهایت، به درگاهش دعا کردم

ومیدانم خدا ازآرزوهایت خبردارد، یقین دارم دعاهایم اثر دارد.

پسندها (7)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (9)

مامان بهار
18 آذر 93 18:29
سلام مهربون... مطالبتون رو خوندم...ایشالله همیشه سلامت باشین...بی خیال دنیا و ادماش... مگه نه؟!
مامانی
پاسخ
خوبی مامان بهار اره همین طور که تو میگی
عاطفه و بهزاد
19 آذر 93 10:12
دعاي مادر هميشه مورد قبول درگاه پروردگاره
مامانی
پاسخ
سلام عاطفه جون خوبی احساساتی شدم
زیــنب (مامان)
19 آذر 93 13:16
سلام عزیزم خوبی؟از زایمان حراس نداشته باش چون به اون سختی که میگن نیست بستگی به تحمل طرف داره من دختر بزرگم رو چهل هفتهگی به دنیا آوردم وکوچیکرو هم 42 هفتگی من اصلا"درد زایمان نداشتم وزایمان دیر رس داشتم و هر دو هم سزارین بودن و این که میگن دو قلو ها زود به دنیا میان این طور نیست فقط مواظب فشار خونت باش که اگه فشار بالا باشی ومراعات نکنی زایمان زود رس میگیری کم نمک بخور و تحرکت هم خوب باشه من تو بارداری ورزش میکردم
مامانی
پاسخ
سلام مامان فرشته ها ممنون عزیزم دستت درد نکنه حرفات به من کلی ارامش داد
زیــنب (مامان)
19 آذر 93 13:19
دوباره سلام اینم بگم که هر چی کمتر چاق شی بهتره چون خدایی نا کرده چاقی زیاد بچه رو تو رحم خفه میکنه اینا رو نمیگم که بترسی میگم که مراعات کنی امید وارم که فرشته های نازت صحیح وسالم به دنیا بیان وخودت هم سلامت باشی من لینکت کردم تا بیشتر با هم باشیم روی ماهت رو میبوسم مواظب خودت ونی نی ها باش
مامان مبینا
19 آذر 93 13:44
عزیزم در اولین بارداری حرکت نی نی دیر تر حس میشه من توی هفته بیست بارداری متوجه حرکات شدم اونم خیلی خیلی ریز مثل نوک زدن پرنده بعدش کم کم بیشتر شد
مامانی
پاسخ
دستت درد نکنه ممنون که گفتی
مامان 3جوجه طلایی
19 آذر 93 17:41
ان شاءالله به سلامتی به دنیا بیان عجله هم نداشته باشن و کامل به دنیا بیان. شما هم استرس نداشته باشین که بچه ها عجله نکنن. فقط آرامش گلم . شیرینی و شکلات هم کلا تعطیل کنین. تحرک در حد توانتون داشته باشین حتی اگه استراحت مطلق هم باشین خودتون بهتر از دکتر می دونین توانتون چقدر هست اما شیر نشین واقعا در حد توانتون. غذا هم تا جایی بخورین که سیر سیر نشین و به حرف بقیه که می گن باید اندازه سه نفر غذا بخورین گوش نکنین اما هر وقت گرسنه شدین غذا بخورین نه بیسکویت و کیک و ... وعده ها را زیاد کنین . من کلا 12 کیلو اضافه کردم و همش وزن سه قلوم بود نون و برنج و ماکارونی هم کم بخورین سعی کنین گوشت و غذای مقوی بخوری و جگر هم نخورین . همه غذا ها را مثل گوشت و تخم مرغ هم به صورت کامل بپزین و به فکر آبدار بودن و عسلی بودن تخم مرغ و گوشت نباشین. استرس از همه اینها مهمتره. مواظب امانتایی که لایقشون شدین باشین.
مامانی
پاسخ
ممنون مامان سه قلوها که اینقدر به من لطف دارین
مامان 3جوجه طلایی
19 آذر 93 18:10
گلم اصلا نگران نباش همه چیز عادی هست اصلا هم به حرف بقیه گوش نکن که حرکتشون را می فهمی یا نه اگه خیلی اصرار دارن بگو آره ولی گلم منم دیر متوجه حرکتاشون شدم شاید چون چندتا بچه باشن و بارداری اول این اتفاق میافته اما اگه توی سونو می گن همه چیز عادی هست شما نگران باش . اونا حرکت دارن شما متوجه نمی شی. بزرگتر که شدن بهتر می شه . از الآن یه چیز را بگم چون چند تا بچه هست همه برای همه چیزشون عجله دارن وقتی هم که به دنیا بیان از این حرفها می شنوی اما اصلا حساس نشو . فقط آرامش. همه چیز آرومه . اگه لالایی خوندن آرومت می کنه برای فرشته ها زمزمه کن من را که خیلی آروم می کرد زمان هم زودتر می گذره من استراحت مطلق بودم اما چون خواب نداشتم شبا لب پنجره می شستم و مهتاب را نگاه می کردم و لالایی می خوندم نماز صبح که می خوندم تازه خوابم می برد البته ماه آخر
مامان فاطمه
19 آذر 93 23:26
سلام انشاالله که نی نی های خوشگلتون صحیح و سالم و به موقع بیان بغلتون التماس دعا
مامانی
پاسخ
سلام مامان فاطمه ممنونم عزیزم محتاجیم فراوان به دعا
عاطفه و بهزاد
20 آذر 93 11:27
عزيزم مرسي به من سر ميزني من كه فعلا خوبم يه خورده حالت تهوع شروع شده ولي زياد نيست خدا ايشالله صبر بده به همه ماماناي ني ني دار به تو هم همينطور ايشاللله به خاطر عشق به كوچولوهات تحملش راحت تر بشه واست