نوشته ای از طرف بابایی
ژیگولای بابا سلام امشب که من این نوشته رو براتون مینویسم شما وروجکا دقیقا20هفته و2روزه که تو دل مامانی هستین خوشگلای بابا خیلی ورجه وورجه میکنین
ماشاالا معلومه یه کمی شلوغین که از همین الان دارین تو شکم مامانی بالا پایین میپرین البته از این نظر بگم که به مامانتون رفتین نه من خلاصه اینو براتون نوشتم که فردا یه وقت وبلاگتونو خوندین نگین پس بابا کجا بوده چرا اصلا چیزی برامون ننوشته همین قد بهتون بگم که شما دوتا
روشنی زندگی منو مامانین با اومدنتون زندگیمون رنگو بوی دیگه ای گرفته راستی وروجکا امروز که مامانتونو برده بودم بهداشت پیش بهیار تا شما دوتارو چک کنه یکیتون خودشو قایم کرده
بود اگه بدونم کدومتون بودین لپشو گاز میگیرم طوری که قرمز بشه خلاصه زیباترین صدایی که تو این دنیا به گوشم رسیده البته بعداز صدای مادرتون که به من گفت بله
ودنیای تاریک منو روشن کرد صدای تاپ تاپ قلب شما وروجکا بود که همیشه از خدا میخوام تا روزی که تو این دنیا نفس میکشم این صدای تاپ تاپ رو از گوشم نگیره وهمواره هر دوتون به همراه مامانی صحیح وسالم باشین و در کنار هم خوش بگذرونیم
به امید اون روزا شمارو به همون خدایی که خالق فرشته های پاک و معصومی چون شماست میسپارم ودعا میکنم که تاروز موعود صحیح و سالم نگهتون بداره و به ما تحویل بده آمین یا رب العالمین


نوشته ای از طرف بابایی 









