اخرین پستام
سلام دردونه های مان وبابا.. دیگه چیزی نمونده که همدیگه رو ببینیم خدایا شکررررررررررت دیشب ساعت6 نوبت دکتر داشتیم ساعت 9اینا بودنوبتم شدهمش تو فکر بودم که الان دکتر چی میگه دوباره مطب افتضاح بود کمرم بدجور شده بود پوست شکمم یه طوری شده انگاری باد رفته زیرش مثل قبلا سفت نیست به احمد میگم مثل پوست گوسفند شده بچه هام تکونشون خیلی خیلی کم شده..شلوغی مطب وسریع ویزیت کردن دکتر دوباره نزاشت من سوالامو بپرسم پاک فراموش کردم..خلاصه رفتم تو وگفت خوب دیگه بستری کنیم یه هومور مور شدم یعنی تموم شد خدایا!!!!!!!!!!!!دیگه گذاشت 37هفتگی تموم بشه یعنی سه شنبه باید برم نامه بستری بگیرم ولی بازم حیران که نگفت طبیعی یا سزارین اون طوری که دک...
نویسنده :
مامانی
11:20



