تولد سه ماهگی نفسهام
سلام توت فرنگیای من قربونتون بشم اللهی که اینقد تند تند از عمر زیباتون میگذره و شما هم روز به روز شیرینتر ودوست داشتنی تر میشین هرچند این تندی برای من که دیره و سخت ولی برا شما تند تند خلاصه بگم براتون از این سه ماه هم روزای سخت داشتیم هم روزای شیرین البته که سختیای زیادمون اون دو ماه اول بود اما الحمدلله این ماه سوم خیلی بهتر بودین ماشاالله تو این ماه شما بازیگوشتر شدین خندیدناتون بیشتر شده صدا در آوردناتون بیشتر شده و اما علی یه کمی گردن گرفته و میتونه روی شکم که میخوابه کمی سرشو بالا نگهداره اما فاطمه جونم هنوز نمیتونه گردنشو نگهداره و من یه کوچولو ناراحتم براش ولی خب به جاش فاطمه کارای دیگه میکنه که علی نمیکنه مثلا فاطمه خیلی صداهای بلندی از خودش در میاره ولی علی آروم سرو صدا میکنه به قولی فاطمه یه جورایی به زبون خودش باهام حرف میزنه.... وای که از این دست خوردن فاطمه کلافه شدم تا وقت گیر میاره انگشتاش توی دهنشه با یه لذتی هم میخوره که آدم دهنش آب میافته خلاصه که خیلی دوستون داریم عاشقتونیم هم من و هم بابا یی ....مبارکتوننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننن باشه![]()
![]()
![]()
![]()
![]()


تولد سه ماهگی نفسهام 













