سیدعلی و فاطمه ساداتسیدعلی و فاطمه سادات، تا این لحظه: 11 سال و 6 ماه و 6 روز سن داره
یکی شدن مامان وبابایکی شدن مامان وبابا، تا این لحظه: 18 سال و 2 ماه و 16 روز سن داره

فرشته های آسمانی که زمینی شدند

تولد سه ماهگی نفسهام

1394/4/20 23:54
نویسنده : مامانی
372 بازدید
اشتراک گذاری

سلام توت فرنگیای من قربونتون بشم اللهی که اینقد تند تند از عمر زیباتون میگذره و شما هم روز به روز شیرینتر ودوست داشتنی تر میشین هرچند این تندی برای من که دیره و سخت ولی برا شما تند تند خلاصه بگم براتون از این سه ماه هم روزای سخت داشتیم هم روزای شیرین البته که سختیای زیادمون اون دو ماه اول بود اما الحمدلله این ماه سوم خیلی بهتر بودین ماشاالله تو این ماه شما بازیگوشتر شدین خندیدناتون بیشتر شده صدا در آوردناتون بیشتر شده و اما علی یه کمی گردن گرفته و میتونه روی شکم  که میخوابه کمی سرشو بالا نگهداره اما فاطمه جونم هنوز نمیتونه گردنشو نگهداره و من یه کوچولو ناراحتم براش ولی خب به جاش فاطمه کارای دیگه میکنه که علی نمیکنه مثلا فاطمه خیلی صداهای بلندی از خودش در میاره ولی علی آروم سرو صدا میکنه به قولی فاطمه یه جورایی به زبون خودش باهام حرف میزنه.... وای که  از این دست خوردن فاطمه  کلافه شدم تا وقت گیر میاره انگشتاش توی دهنشه با یه لذتی هم میخوره که آدم دهنش آب میافته خلاصه که خیلی دوستون داریم عاشقتونیم هم من و هم بابا یی ....مبارکتوننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننن باشهبغلبوسبوسبوسبوس

پسندها (17)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (28)

گل آرا مامان طاها&تارا
21 تیر 94 16:05
سلام عزیزم.خوبی؟ الهی جیگرشونو چقدر کوچولو هستن.قربونشون برم. چقدر خوشحالم که بهمون سر زدین.منم لینکتون کردم.حتما سوالی داشتی بپرس.میدونی من الان یه مامان با تجربه هستم.راستی پست اولت رمزی بود.بچه های شما هم عین طاها و تارای من در یه رده وزنی دنیا اومدن.ولی پسر من 2500 و دخترم 2300 بود.بیشتر بنویس ازشون.عکسای نازی گزاشتی ازشون.خدا حفظشون کنه
مامانی و بابایی دخمل طلا
21 تیر 94 16:54
سلام بهترین دوستم خوبی؟ الهی فدات شم میدونم به خدا چی میکشی به خدا هروقت خودم خسته میشم یاد تو میافتم که دوتا داری و دلم آروم میشه خدا اول بهت سلامتی بده و صبر و توان به نظر من 4 ماه اول خیلی سخته بعد تا 6 ماهگی یه کوچولو بهتر میشند و بعد 1 سالگی باز بهتر بهتر میشن تو از سختی هاش گذشتی خداروشکر هی که بزرگ تر شن تو هم راحت تر میشی باهم بازی میکنن من معتقدم خدا به هرکس اندازه توانش مسئولیت میده حتما توی تو این توانو داده که دوتا جیگر طلا داده عزیزم دعاگوی تو هستم دوست خوبم دعا میکنم انشاالله این دوتا جیگر طلا بزرگ که شن هم تو این دنیا باعث افتخار پدر و مادرشون باشند هم تو اون دنیا انشاالله که فرزندان صالحی براتون باشند تو هم واسه من دعا کن دوست نازنینم
مامان علی کوچولو
21 تیر 94 19:11
تا چشم به هم بزنی بزرگ میشن خانومی ,خدا براتون نگهشون داره
عاطفه و بهزاد
23 تیر 94 10:06
عزيزمممممممممممممممم سه ماهه هاي نازم مباركتون باشه مامان مهربون ايشالله خدا قوتت بده كه بتوني بيشتر به ني ني ها برسي هوارتا بوس
مامان انیس
23 تیر 94 10:58
سلام عزیزم خوبی مرسی از لطفت و به خونه دل ما خوش اومدی کوچولوهای شیرینت رو ببوس خدا قوت مامانی گل ایشالا که همیشه شاد و سلامت باشید
مامان مهسا
25 تیر 94 18:04
سلام اجی جون . ممنون خوبیم بووووس برای فرشته های نازم
مامان مهسا
26 تیر 94 18:56
آجی جون سلام گلم . فداتشم بخاطر کج شدن گردن بچه ها اصلا نگران نباش یه مدت راست بزاریشون دوباره خوب میشه ولی به دکترم یه سری بزن نکنه خدایی نکرده تورتیکولی گرفته باشن عزیزم . انشالله چیزی نیست . ببوس فرشته هارو
محبوبه
28 تیر 94 16:03
سلام عزیزم خیلی ممنون منم شما رو لینک کردم
مامان و بابایی دخمل بلا
28 تیر 94 18:37
سلام دوست گلم خوبین ؟؟؟ خوشین ؟؟؟ چه خبر ؟؟؟ عیدتون مبارک
مامانِ بی قرار
31 تیر 94 8:48
سلام ممنونم از محبتت.
ترنم
31 تیر 94 8:49
3 ماهگی جوجو هات مبارک ماشاله اتفاقا آبجی منم دوقلو داره الان دو ماهشونه خیلی خوجلن مثل جوجوهای شما
مامان هلیا
31 تیر 94 9:06
مامانی سلام،قدم نو رسیده ها مبارک. ماشاا... سید علی جون چه موهایی داره،اسپندشون کن عزیزم قربونش برم
مامانی دخمل بلا
31 تیر 94 23:41
بعضی آدم‌ها را نمی‌شود داشت , فقط می‌شود یک جور خاصی دوستشان داشت , بعضی آدم‌ها اصلا برای این نیستند که برای تو باشند , یا تو برای آنها ... اصلا به آخرش فکر نمی‌کنی , آنها برای این‌اند که دوستشان بداری ... آن هم نه دوست داشتن معمولی , نه حتی عشق ! یک جور خاصی دوست داشتن که اصلا هم کم نیست ... این آدم‌ها حتی وقتی که دیگر نیستند هم , در کنج دلت تا ابد , یک جور خاص ، دوست داشته خواهند شد ...
سولماز
2 مرداد 94 20:02
سلام دوستم خسته نباشس امبد وارم نامدار باشند لذت ببر که زود می گذره
مامان یکتا
3 مرداد 94 12:56
سلام مامانی. نمی دونی چقد ذوق کردم وقتی اومدم وب دوقلوهات.. عزیزای خاله شونن .. خیلی دوسشون دارم .. بووووووس از طرف خاله یکتا .. مامان محیا جونی.
گیلدا
4 مرداد 94 15:46
سه ماهگیشون مبارک خدا حفظشون کنه
مامانی و بابایی دخمل طلا
9 مرداد 94 20:16
واااااااااااااااااای آبجی جون تبریک سالگرد ازدواجتون هزاران بار مبارک ان شالله همیشه کنار هم خوش و خرم باشید
مامان نازی (گل پسرم امیر مهدی )
9 مرداد 94 23:59
سالگرد یکی شدنتون مبارک عزیزم
مامان
10 مرداد 94 23:27
سه ماهگی دوقلوهاتون مبارک باشه ایشالله 300 ساله بشن زیر سایه پدر و مادر
فاطمه مامان گلها
17 مرداد 94 10:21
سلام خانمی ممنون که به ما سر زدین. خدا بچه های گلت رو براتون حفظ کنه من گوش نرگس رو چار ماهگی ولی گوش نسترنو تو نه ماهگی سوراخ کردم ولی به نظرم از سه ماهگی خوبه دیگه گوش سوراخ کنی
کیان
21 مرداد 94 15:33
وای خاله دقولو داشتن چقدر سخته . خاله شدیدا خدا قوت . من که یک تنه پدر مادر رو به زانو در آوردم وای به حال شما چقدر هم ناز هستن این علی جون و فاطمه جون
مامانِ نی نی ها
1 شهریور 94 10:06
عزیز دلم. خدا رو شکر که حس کردی دو قلوهاتو. واسه من دعا کن.
مامان و بابایی دخمل بلا
5 شهریور 94 17:19
رمز به ما هم میدهین عایا دوستم ؟؟
مامان آسیه
6 شهریور 94 13:32
مامان نازی (گل پسرم امیر مهدی )
8 شهریور 94 11:21
سلام عزیزم مطالبت همه رمز داره و ما نمیتونم گل پسر و پل دخترتو ببینیم اما بازم 5 ماهگی مبارک
الهام
9 شهریور 94 10:08
سلام عزیزم وااااااااااااااااااااااااااای دوقلو داری من عاشق دوقلو هستم هرچند که میگن خیلی سخته هنوز هم امید دارم که تو سونو بعدی بگه دوتان مرسی که بهم سر زدی شما اولین دوست وبلاگی پسرم هستید
الهام
9 شهریور 94 10:09
اگه صلاح دیدی رمزت رو بده بهم
مامان آدرینا
10 شهریور 94 2:26
سلام گلم رمز میدی