ماه گرد دوم
غنچه های نانازم سلام قربونتون بشم اللهی که اینقد ایام زود زود میگذره وشما هی روز به روز بزرگتر میشین انگار همین دیروز بود که دنیا اومدین چه زود دو ماه از عمر زیباتون گذشت قربونتون بشم ایشالا که دویست ساله بشین خلاصه امشب شب تولد دوماهگیتون بود با بابایی جشن کوچولویی براتون گرفتیم البته که شما همه اش خواب بودین ولی خب عکساشو گرفتیم واون موقع که بزرگ شدین میبینین یه کیک کوچیک بودو شمع و منو بابا و شما دوتاخلاصه خیلی خوش گذشت و کیکم ما به جای شما خوردیم
بگم براتون از این دوماه ایام خیلی سخت میگذره تمام وقتم صرف شما دوتا شده یعنی به هیچ کاری نمیتونم برسم یه غذا گذاشتنم دیگه خیلی هنر برام این روزا علی خیلی دل پیچه داره طوری که همه اش داد میزنه تازه امروز یه کم بهتر بود خدارو شکرولی به جاش امروز فاطمه خوب نبود حیوونی همه اش پیچ میخورد بمیرم براش که مثل داداشش نمیتونه داد بزنه فردا هم واکسن دو ماهگیتونه وای که تنو بدنم میلرزه وقتی یادش میافتم ایشالا که به خیرو سلامتی تموم بشه الانم ساعت 11/30 شب منم دیگه برم چون موقع شیر فاطمه سادات رسیده فعلا.................... مبارکتون باشه فسقلییای مننننننننننننننننننننننننن


ماه گرد دوم 



