سیدعلی و فاطمه ساداتسیدعلی و فاطمه سادات، تا این لحظه: 11 سال و 6 ماه و 6 روز سن داره
یکی شدن مامان وبابایکی شدن مامان وبابا، تا این لحظه: 18 سال و 2 ماه و 16 روز سن داره

فرشته های آسمانی که زمینی شدند

ماه گرد دوم

1394/3/18 23:20
نویسنده : مامانی
448 بازدید
اشتراک گذاری

غنچه های نانازم سلام قربونتون بشم اللهی که اینقد ایام زود زود میگذره وشما هی روز به روز بزرگتر میشین انگار همین دیروز بود که دنیا اومدین چه زود دو ماه از عمر زیباتون گذشت قربونتون بشم ایشالا  که دویست ساله بشین خلاصه امشب شب تولد دوماهگیتون بود با بابایی جشن کوچولویی براتون گرفتیم البته که شما همه اش خواب بودین ولی خب عکساشو گرفتیم واون موقع که بزرگ شدین میبینین یه کیک کوچیک بودو شمع و منو بابا و شما دوتاخلاصه خیلی خوش گذشت و کیکم ما به جای شما خوردیمخندونک بگم براتون از این دوماه ایام خیلی سخت میگذره تمام وقتم صرف شما دوتا شده یعنی به هیچ کاری نمیتونم برسم یه غذا گذاشتنم دیگه خیلی هنر برام  این روزا علی خیلی دل پیچه داره طوری که همه اش داد میزنه تازه امروز یه کم بهتر بود خدارو شکرولی به جاش امروز فاطمه خوب نبود حیوونی همه اش پیچ میخورد بمیرم براش که مثل داداشش نمیتونه داد بزنه فردا هم واکسن دو ماهگیتونه وای که تنو بدنم میلرزه وقتی یادش میافتم ایشالا که به خیرو سلامتی تموم بشه الانم ساعت 11/30 شب منم دیگه برم چون موقع شیر فاطمه سادات رسیده فعلا....................                                                                            مبارکتون باشه فسقلییای مننننننننننننننننننننننننن

پسندها (6)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (15)

پریسا مقصودی
19 خرداد 94 0:57
سلام مامان علی و فاطمه منم يه سايت زدم ولي بازديدم کمه اگه تونستين پيش منم بيا خوشحال ميشم از حضورتون.در ضمن خیلی خوشحال می شم با سایت های خوبی مثل شما تبادل لینک داشته باشم. ممنون
گیلدا
19 خرداد 94 18:25
دو ماهگیتون مبارک فرشته های ناز ایشالله که واکسنم اذیتتون نکنه
مامان و بابایی دایانا
20 خرداد 94 1:39
یه سوال خواب کردنشون سخت نیست؟ با صدای هم بیدار نمی شن؟
مامان فاطمه حانیه
20 خرداد 94 12:34
الهی ماشالله هزار ماشالله کلی بزرگ شدن و تغییر کردن میبینی بزرگ شدنشون زودتر از ماه های بارداری میگذره!!!!! ایشالله که واکسنشون اذیت نکنن دخترای من که درد و تب داشتن اگه اذیت داشتن قنداقشون کن خیلی خیلی آروم میشن هرچی بزرگ تر میشن اوضاع بدتره الان خوش بگذرون من از درد کمر می لنگم همش اعصاب هم که ولش کن ببوسشون
مرضیه(مامان 3جوجه طلایی)
20 خرداد 94 14:19
دوماهگیتون مبارک فداتون بشم گلای من. راستی یه تجربه را در مورد واکسن بگم. یه شیشه آبقند همراهتون باشه قبل از واکسن به بچه بدین تا بچه کمتر گریه کنه . فکر کنم نبات داغ باشه برای دلدردشون بهتر باشه کمتر پیچ بخورن. ای کاش زودتر می گفتم تا برای این واکسن هم استفاده کنین اما خوب هنوز چندتا واکسن دیگه هم در راه دارین. حتما استفاده کنین من به تجریه فهمیدم که واقعا اثر داره. دلتون را هم قرص کنین. باید محکم باشین چشم امید دو تا جوجه طلایی به شماست اشکتون را نبینن.
مامان مهسا
20 خرداد 94 17:19
خاله فداتون بشه چقدر ماه شدین شماها
سما مامان فرشته ها
20 خرداد 94 21:40
سلام کوچولو های خوشگل 2ماهگیتون مبارک باشه فداتون شم میبوسمتون
مامانی و بابایی دخمل طلا
21 خرداد 94 15:45
سلام مامانی گل و مهربون سیدعلی و فاطمه سادات جون تولد دوماهگیتون مبارک خوشگل های خاله انشاالله همیشه تنتون سالم و لباتون شاد باشه انشاالله واکسناتونم اذیت نشین خالهههههههههههه مامانی عکس تولد دوماهگی فرشته ها رو میزاشتی خب
·٠•●♥ مامان آنی ♥●•٠·˙
23 خرداد 94 22:13
ماهگرد دوم نی نی های نازتون مبارک
سما مامان فرشته ها
31 خرداد 94 14:33
سلام عزیزم مطلب گذاشتم نظر یادت نره
مامان مهسا
5 تیر 94 14:18
سلام اجی مرسی که پیگیر حالمون هستی ، هی روزا میگذره چیزی تغییر نکرده . دعامون کن
مامان فاطمه حانیه
6 تیر 94 14:14
سلام عزیزم ممنون ایشالله به موقع جشن یک سالگیشونم میگیری اینقد عجول نباش خوبن کوچولوها؟؟؟؟ دوست خوبم هیچ موقع دوتا بچه رو باهم مقایسه نکن این اشتباهه!! اونم یکی پسر یکی دختر کلا باهم فرق دارن من دوتا که یه جنس هم هستن باهم مقایسه نمیکنم الان دخترای من هرکدومشون یه چیزشون از اون یکی جلوتره دلیل نمیشه اینا بعدش از حالا به بعد کم کم معمولا 3ماهگی به بعد شروع میکنن به اینکه گردن بگیرن و سفت شن الان دختر دوستم 8ماهگی داره یاد میگیره که راه بره پس دخترای من دور از جون مشکل دارن که تازه الان دارن یاد میگیرن حااااااا؟؟؟؟ به قول آقاتون عیب نذار رو بچه..... بعضی بچه ها هم کلا سیستمشون شل و وارفته هست که اونم مشکلی نداره مثل پسر دوستم کلا شله دکتر هم گفته اصلا هیچ مشکل و عیبی نداره راستش دخترای من شل نبودن که بخوام بگم بچه با بچه فرق داره ایشالله به مرور که بزرگ شن خوب میشن اصلا غصه نخور کاری که خودم میکنم من که شوهرم همیشه دعوام میکنه از بس سر دخترا داد میزنم و عصبی شدم هی میگه اینجوری با بچه ها رفتار نکن تو وجودت میشینه اما چیکار کنم دست خودم نیست اعصاب داغونه.... ایشالله به سلامتی چوچه هامون بزرگ شن من و شما یه نفسی بکشیم.... ببوس فسقلی هاتو.....
مرضیه(مامان 3جوجه طلایی)
8 تیر 94 1:38
سلام گلم . مردها همینجورین . خودت حواست به همه چیز باشه زیاد به این عکس العملها واکنش نشون نده . من چقدر گریه می کردم وقتی می دیدم بچه هام با فشار مدفوع دارن و همش از نفخشون بود ولی خوبه که حواست به همه چیز هست خداراشکر برای بچه های من پیش نیامد و خداراشکر که شما متوجه شدین سید کوچولوی ما بیشتر اذیت نشد . من روی ختنه خیلی بی تجربه و حساس بودم تا جایی که حتی شبها هم می شستمشون تا حلقش راحت بیافته و حلقه ارشیا که نصف شب تقریبا افتاد با ترس سعید را بیدار کردم که ببین دستم خورده چی شده و سعید خندید گفت نه همه چیز درسته نگران نباش. خلاصه هر بار هم می بردیم برای چکاپ یا سرماخوردگی به دکتر می گفتم بررسی کنه مشکلی نباشه شما هم همینکار را بکن. یادم هست وقتی حلقه افتاد یه کرمی استفاده می کردیم که از ورمش کم کنه که یادم نیست چی بود فکر نکنم شما هم لازم داشته باشین. به زود شیرمردمون خوب میشه . منظورتون را در مورد پرنسس کوچولو نفمیدم یعنی چی؟ ولی هنوز بچه ها خیلی کوچیک و ضعیفن زود قضاوت نکنین. بزارین حداقل 6 ماهه بشن . همه جیز دست شماست شما می تونین برنامه ریزی کنین و درست کنین. هر سه تاتون را می بوسم . مواظب امانتی ها باشین.
خاله فاطی
24 تیر 94 8:41
سلاااااااااام... چه قدر نی نی تون قشنگه!ماشاالله! به ماهم سر بزنید لطفا
مهسا امیدی
18 مرداد 94 22:35
سلام خوبي عزيز دلم؟ فروشگاه کارت شارژم ديدن کني یه بار فقط تست کن / باور کن لذت می بری خريد شارژ فوق العاده با تخفيف فوق العاده اگر لينکم کني خودم قوربونت ميشيم عزيزم www.sharjj.ir *** قوربت بشم لینگم کن ***** خرید شارژ عمده و ارزان www.sharjj.ir